کتابخانه مسروری حکم آباد
بخش بزرگی از کشور را می توان در کتابها پیمود اندرولنگ 
قالب وبلاگ
آخرين مطالب
طراح قالب


 

                 عشق یعنی استخوان و یک پلاک                      سالها، تنهای تنها زیر  خاک

ادب دوست گرام: کلیه علاقمندان به شعر و ادب


بدینوسیله از جنابعالی دعوت می شود در محفل ادبی " شب شعر دفاع مقدس " که با  حضور شاعران شهرستانهای سبزوار ،جغتای و جوین  و با شرکت کلیه مسئولان

 

شهرستان برگزار می گردد ، شرکت فرمایید.

          زمان : چهارشنبه اول مهر ماه بعد از نماز مغر ب و عشاء                                      مکان : سالن مطالعه کتابخانه مسروری حکم آباد 

                                                                                                                                                                                                                                                         مسئول کتابخانه مسروری                

                                                                                                                                                                                                                                                                  حسین ملکوتی اصل           


برچسب‌ها:

 

 

جلسه انجمن ادبی ققنوس  این هفته نیز طبق روال قبلی راس ساعت 18 در محل سالن مطالعه کتابخانه مسروری برگزار گردید.

 

این جلسه با مدیریت مهندس احسان عباس آبادی تشکیل گردید و ایشان ضمن خیر مقدم به حضار و ارائه سروده خود جلسه را اغاز کردند.

در این جلسه فراخوان شب شعر دفاع مقدس نیز ابلاغ شد.

 

به اطلاع می رساند شب شعر دفاع مقدس روز 01/07/1394 همزمان با روز دوم از هفته دفاع مقدس با حضور شاعران سبزوار و جوین و جغتای برگزار خواهد گردید.

 

این جلسه از استقبال خوبی برخوردار بود.

 

و اشعار و دلنوشته های زیبایی خوانده شد.برای نمونه من اثر دانش اموز زهرا حکم آبادی را در ا ین و بلاگ قرار میدهم.

 

زندگی دوست داشتنی خواهد شد :

 

اگر صدای تنفس خدا را شنیده باشی

 

و اگر تنها تو باشی در تپه ای دور

 

اگر سوسن ها باز شده باشند

 

اگر جوجه های چکاوک پرواز را یاد گرفته باشند

 

زندگی دوست داشتنی خواهد شد :

 

اگر نور ماه در چشمانت برق بزند

 

اگر صدا تنها صدای او از درخت و نسیم باشد

 

در دمدمای غروب هنگام طلوع ماه ، در باد، در قلب پروانه  و در کبوتری در آشیانه...

 

زندگی دوست داشتنی خواهد شد :

 

اگر بدوی فریاد بکشی...

 

اگر جز خدا چیزی را نبینی و نشنوی...

 

اگر این غروب هرگز تمام نشود...

 

اگر زمین به حال خودش بچرخد...

 

و آفتاب و مهتاب همچنان بتابند..

 

اگر از دلیل و منطق لحظه ای دور شوی

 

در عمق تنفس آن غروب

 

زندگی دوست داشتنی خواهد شد :

 

 

نامش تنفس غروب....

 

 

 


برچسب‌ها:

 

جلسه انجمن ادبی ققنوس این هفته حال و هوای خاصی داشت.طبق اعلام قبلی بخشدار محترم عطاملک جناب آقای حکم آبادی در این جلسه حضور پیدا کردند.ایشان از قدیم الایام علاقه فراوانی به شعر و ادب داشته و اینکه سالهای دور حلقه ای تشکیل داده و در مسجدجامع به شعرخوانی می پرداختند.

 

از این جهت بسیار خرسندیم

این جلسه راس ساعت 19 تشکیل شد.

از هفته های دیگر جمعیت بیشتر بود.

این هفته سرکارخانم احمدآبادی دیگر مهمان این هفته بودند که قرار شد منبعد عضو انجمن باشند و در همه جلسات شرکت نمایند.ایشان در پایان جلسه از نحوه تشکیل و اداره این انجمنابراز رضایت داشتند.

 

 

آقای ملایی مثل همیشه جلسه را با شعر زیبایی شروع کردند . سپس حضار به ارائه آثار خودپرداختند.

 

زهرا حکم آبادی قطعه ای شعر سپید با نام بادبادک خواندند. خانم حکم آبادی داستان کوتاه در قالب ضرب المثل خواندند.خانم حاتمی قطعه شعری از فروغ فرخزاد خواندند.نگین وکیلی از عشق گفت.خانم احمد آبادی این جلسه مطلبی ارائه ندادند.سحر ملایی از حضرت محمد خواندند.علی احمدی شعر زیبایی در خصوص وصف مقام شهدای غواص خواندند که مورد تحسین قرار گرفت.محمد احمدی از امام زمان سرودند.محمد حکم آبادی داستانک زیبای خود را خواندند.و شعر طنزی که با مضمون من زن گرفتم تو نگیر.خواندند.مهندس علیپور شعر زیبایی عاشقانه خواندند.احسان عباس آبادی نیز شعر با مضمون....خواندند.

 

و در نهایت نوبت به بخشدار محترم رسید.ایشان ضمن تشکر از مسئول کتابخانه و مسئول انجمن و اعضای انجمن .این جلسه را پربار توصیف کرده و خواهان برگزاری مرتب آن شدند.

و قطعه شعری در خصوص امام زمان خواندند که بسیار زیبا بود و مورد تحسین واقع شد.

و همچین شعری  با عنوان یاد ایام با مضمون یاداوری خاطرات جلسه شعر سالهای قبل خواندند که زیبا بود.

 

در نهایت جلسه راس ساعت 20/10 دقیقه با ذکر صلوات به پایان رسید.

 

 


برچسب‌ها:

 

جلسه انجمن ادبی ققنوس امروز عصر راس ساعت 19  با حضور  افتخاری

 

بخشدار محترم عطاملک جناب آقای حکم آبادی

 

و تنی چند از همشهریان فرهنگی حکم آباد تشکیل می گردد.

 

خواهشمند است در این جلسه حضور بهم رسانید.


برچسب‌ها:

 

 

 


برچسب‌ها:

 جلسه انجمن ادبی ققنوس روز پنجشنبه ساعت 30/18 در محل کتابخانه مسروری تشکیل شد.

آقای ملایی مسئول کانون د رابتدا مناسبتهای هفته  گذشته از قبیل روز بزرگداشت خیام و عطار نیشابوری و فردوسی  را جهت آگاهی حضار بیان نمودند.

سپس وجه تسمیه ضرب المثل" هفت خط" را اینگونه بیان کرد.

این عبارت از اصطلاحات می گساران و باده نوشان بوده است که اکنون دیگر در موارد گوناگون به کار برده می شود.  

جام جم یا جام جمشید که در گذشته نام جام شراب خواری بوده است دارای هفت خط درجه بندی بوده است که هر کدام از این خطوط  ظرفیت شراب خواران را نشان می داده است، در آن زمان اگر باده نوشی حتی یک قطره از شراب خود را باقی می گذاشت مورد سرزنش و تحقیر قرار می گرفت. از این رو هر کس می کوشید جام را فقط تا آن اندازه ای پر کند که می تواند آن را بنوشد.

 هریک از خط ها نامی داشت و خط هفتم را خط جور  می نامیدند.
خط جور خطی است که پیاله ی شراب در آن جا مالامال  و سرریز شده و کمتر کسی از عهده ی نوشیدن آن بر می آمده است

باده نوشانی که جام خود را تا خط جور پر می نمودند ولی از عهده نوشیدن همه ی آن بر نمی آمدند به دیگری تعارف می کردند و جام را خالی نموده تا قطره ای از آن باقی نگذارند
و امروز این اصطلاح برای هر خوراکی و نوشیدنی و هر امر نیمه تمام به کار گرفته می شود.
اصطلاح هفت خط نیز که برای افراد حرفه ای و کار کشته به کار می رود از همین جا به وجود آمده است. اما امروزه معمولا به افرادی که در تقلب و کلاهبرداری رقیب ندارند هفت خط می گویند

سپس هر یک از حضار به ارائه اثار خود پرداختند.

سحر خانم شعری زیبا در وصف ولایت پیامبر اکرم ص خواندند.

نگین وکیلی داستانک زیبایی با مضمون استاد فیزیک ارائه دادند.

محمد احمدی که هفته گذشته شعری با عنوان " یا مهدی زودتر بیا" خوانده بود این هفته " قطعه شعری با عنوان" مهدی جان دیگر نیا" را خواندند که بسیار زیبا بود.

مصطفی کلاته عربی نیز اولین جلسه حضور داشتند و برای همین مطلبی با خود نداشتند.

علی احمدی مثل همیشه شعری زیبا در وصف ....سرودند.

محمد حکم آبادی داستانک زیبایی با عنوان "عجب صبری خدا دارد" را خواندند که البته بنده با توجه به اینکه به مراجعه کننده ها کتاب امانت میدادم متوجه اصل داستان نشدم با اینکه علاقه زیادی به داستان کوتاه های آقای حکم آبادی دارم/

آقای مهندس عباس آبادی به سبک شعر نیمایی قطعه شعری خواندند و همان اول اعلام کردند که برداشت آزاد است و شعر من مخاطب خاص ندارد که واقعا لذت بردیم.

در نهایت آقای ملایی بخاطر اینکه داستان محمد آقا عنوان "عجب صبری خدا دارد" بود شعری زیبای "عجب صبری  خدا دارد" از معینی کرمانشاهی را در خاتمه خواندند.

 

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    همان یک لحظه ی اول ،

    که اول ظلم را می دیدم از مخلوق بی وجدان ،

    جهان را با همه زیبایی و زشتی ،

    به روی یکدگر ، ویرانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    که در همسایه ی صد ها گرسنه ، چند  بزمی  گرم عیش و نوش می دیدم ،

    نخستین نعره ی مستانه را خاموش آن دم ،

    بر لبِ ، پیمانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    که می دیدم یکی عریان و لرزان ، دیگری پوشیده از صد جامه ی  رنگین ،

    زمین و آسمان را

    واژگون ، مستانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    نه طاعت می پذیرفتم ،

    نه گوش از بهر این بیداد گر ها تیز کرده ،

    پاره پاره در کف زاهد نمایان ،

    سبحه ی ، صد دانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    برای خاطر تنها یکی مجنون صحرا گرد بی سامان ،

    هزاران لیلی ناز آفرین را کو به کو ،

    آواره و دیوانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    بگرد شمع سوزان ِ دل عشاق سرگردان ،

    سراپای وجود بی وفا معشوق را ،

    پروانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    اگر من جای او بودم .

    به عرش کبریایی ، با همه صبر خدایی ،

     تا که می دیدم عزیز نابجایی ، ناز بر یک ناروا گردیده خواری می فروشد ،

    گردش این چرخ را

    وارونه ، بی صبرانه می کردم  .

   

    عجب صبری خدا دارد !

     اگر من جای او بودم .

    که می دیدم مشوش عارف و عامی ، ز برق فتنه ی این علم ِ عالم سوز مردم کش ،

    به جز اندیشه ی عشق و وفا ، معدوم هر فکری ،

     در این دنیای ، پر افسانه می کردم .

   

    عجب صبری خدا دارد !

    چرا من جای او باشم .

    همین بهتر که او خود جای خود بنشسته و ، تاب تماشای تمام زشتکاری های این مخلوق را دارد

    وگرنه من به جای او چو بودم ،

    یک نفس کی عادلانه سازشی ،

    با جاهل و فرزانه می کردم .

    عجب صبری خدا دارد !   عجب صبری خدا دارد !

شعری از: معینی کرمانشاهی

جلسه با ذکر صلوات خاتمه یافت.


برچسب‌ها:

 

جلسه انجمن ادبی ققنوس این هفته راس ساعت 18 در محل کتابخانه مسروری برگزار گردید.

جناب ملایی مسئول انجمن قطعه زیبایی از شاملو خواندند که بسیار دلنشین و پرمغز بود به این شرح:

بوي سيگارٍ شديدي آمد...
با خودم ميگويم، نکند باز پدر غمگین است ،نکند باز دلش...
پله هارا دو به یک طی کردم تا رسیدم بر بام!
پدرم را دیدم،
زیر آوار غرورش مدفون زیر لب زمزمه داشت
که خدا عدل کجاست؟که چرا مزه ی فقر وسط سفره ی ماست.!!!
و چراها و چرا های دگر..

دل من هم لرزید مثل زانو ی پدردیدن این صحنه آنچنان دشوار بود
که مرا شاعر کرد...

سپس سحر ملایی قطعه ای شعری زیبا در وصف معلم خواندند

خانم فاطمه حکم آبادی نیز داستان کوتاه در قالب خاطره مدرسه شهید کامیاب سالهای نه چندان دور شهر حکم آباد خواندند .(لازم به ذکر است این مدرسه خاطرات کودکی بسیاری از جوانان و میانسالان این دیار می باشد)

اقای احمدی دو قطعه شعر یکی در خصوص شهادت امام موسی کاظم ع و دیگری در خصوص امام زمان سراییدند که انصافا بدون نقص بود.

 

آقای محمد حکم آبادی داستان کوتاهی با عنوان :خواب امروز را فردا دیدم خواندند .که واقعا اگر خودشان توضیح نمی دادند با یک بار خواندن و گوش دادن متوجه معنی آن نمیشدیم.این نشان از تبحر این نویسنده جوان درهنر داستان نویسی می باشد.


برچسب‌ها:

 

جلسه انجمن ادبی ققنوس امروز ساعت 11 برگزار گردید.

به علت تغییر ساعت استقبال نسبت به جلسات قبلی کم بود.

اقای ملایی مسئول انجمن ضمن خوشامدگویی جلسه را آغاز کرد.

محمد حکم آبادی با داستان کوتاه خود حال و هوای دفاع مقدس را در ما زنده کرد.

مهدی علیپور قطعه شعر زیبایی را سرود که مورد بحث و نقد اعضای انجمن بخصوص مسئول انجمن قرار گرفت و باعث شد یکبار دیگر تکرار کنند

زهرا خانم باز شگفت زده کرد با سن کم اشعار پرمغزی  را می سراید.

نگین وکیلی برای بار اول شعر گفت .و انصافا خیلی هم زیبا بود با موضوع بهار...

فاطمه حکم آبادی داستانک خود را خواندند که به اذعان حاضران نسبت به داستانهای قبلی کم فروغ تر بود

به امید جلسه ای پربارتر در جلسات بعدی..

 

 

 


برچسب‌ها:

 

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها:

 

 

 

 

 

 

جلسه انجمن امروز عصر راس ساعت 15/30 طبق اعلام قبلی آغاز گردید. آقای ملایی بعد از چند هفته غیبت که به علت کسالت

نتوانسته بودندشرکت کنند دراین جلسه خوشبختانه حاضر شدند و از این بابت از ایشان تشکر می نماییم.

و در ابتدا آقای ملایی ضمن خیر مقدم به حضار شاعران را برای شنبه شب به شب شعر آیینی دعوت کرد که قرار است در حوزه

علمیه خواهران برگزار گردد. و سپس حضار به ارائه آثار خود پرداختند.

 

جلسه انجمن ادبی ققنوس هر هفته پنج شنبه ساعت 15/30 در کتابخانه مسروری.

 

 


برچسب‌ها:

 

 جلسه انجمن ادبی امروز عصر با کمی تاخیر ساعت 55/15 دقیقه به مدیریت مهندس احسان عباس آبادی شروع گردید.

آقای احسان پس از خوش امدگویی به حضار و تسلیت شهادت حضرت فاطمه زهرا قطعه شعر خود را تقدیم به حضرت صاحب الزمان نمود که بسیار زیبا بودند. دو تن از دوستان نیز شعرهای آیینی در مورد شهادت ام ابیها خواندند که واقعا جای تقدیر دارد که حضار به فیض کامل رسیدند.

آقای مهندس مهدی علیپور نیز طبق معمول از دفتر شعر خود به صورت تصادفی دو شعر انتخاب نمودند که مثل همیشه سرشار از احساس بود.مانند:

در شبی مهتابی دخترک   قالیباف....

فراموش کردم این شعر را از ایشان بگیرم و حتما  درفرصتی بهتر دروبلاگ همین پست قرار خواهم داد تا همگان لذت ببرند.انصافا زیبا ودلنشین بود و بنده محو معنی این شعر بودم و خاطرات شیرین گذشته برایم نمایان شد.

خانم فاطمه حکم آبادی مطلبی  در قالب خاطره داستان ارائه دادند  با مضمون بهمن 57 در حکم آباد. که قصد داشتند در ایام دهه فجر بخوانند که به علت عدم تشکیل جلسه انجمن در ان تاریخ الان خوانده شد و بسیار هم شیرین بود و ایام سالهای دور حکم آباد برایمان مصور شد.

 

 

هر هفته  پنج شنبه منتظرتان هستیم


برچسب‌ها:

 

 

جلسه انجمن ادبی پنجشنبه هفته قبل با 6نفر تشکیل شد.

جای تقدیر دارد از آقای مهدی علیپور و محمد حکم آبادی و علی احمدی خانم ها فاطمه حکم ابادی و خانم مرضیه حاتم مقدم و نیز دانش آموز گرامی زهرا حکم ابادی که با حضور خودباعث تشکیل انجمن ادبی ققنوس گردیدند.

انصافا اشعار زیبایی خوانده شد بخصوص شعر زیبای خانم زهرا حکم آبادی.

 

در انتها نیز حضار به بحث و گفتگو پیرامون چرایی و چگونگی تشکیل انجمن در سال 94.

 


برچسب‌ها:

جلسه انجمن ادبی طبق رول قبلی راس ساعت 15/30 با حضور اکثر  اعضا در بخش کودک کتابخانه مسروری برگزار گردید

در ابتدای مراسم رضا ملایی مسئول انجمن میلاد باسعادت امام حسن عسگری را تبریک گفته و به خاطر عدم حضور شان در جلسه قبلی پوزش خواستند.

در ابتکاری جالب آقای ملایی برگه هایی در بین اعضا توزیع نموده و از آنان خواست با موضوع های غیبت و دریا و حضرت محمد(ص) به صورت فی البداهه شعر در حد دو الی سه

متن در حد چند خط ارائه دهند.که خوشبخاته آثار چند نفر از شرکت کنندگان بسیار زیبا بود و مورد تحسین همگان واقع شد.

درادامه هر یک از حضار به ارائه آثار خود پرداختند.

دراین مراسم آقای ملکوتی هم از اعضای انجمن ادبی که عضو کتابخانه نیز می باشند خواست در مسابقه خاطره نویسی ویژه اعضای کتابخانه شرکت نمایند.

 

به انتخاب یک نمونه شعر از گروه سنی نوجوانان از خانم زهرا حکم آبادی که به خاطر اهانت مجله شارلی ابدو به ساحت حضرت محمد(ص)می باشد در ادامه می خوانیم

 

 خجالت

"محمد" می شنوی؟
آسمان صلوات می فرستد
می شنوی ابر صلوات می فرستد
بادلحظه ای قطع شد
ایستاده و صلوات می فرستد
زمین باری یک ثانیه 
از مدارخود خارج شده و صلوات می فرستد
خورشید لحظه ای نتابید
بی گمان او هم صلوات می فرستد
پرنده لحظه ای معلق در هوا ماند، بدون آنکه بال بزند
معلوم است،او هم صلوات می فرستد
خدا لحظه ای به دنیا نگاه می کند،لبخندی میزند و صلوات می فرستد
دست و پای تمام کسانیکه نامش را می شنوند
سست شده و صلوات می فرستد
حتی دست و پای کاریکاتوریست پیامبر هم 
با خجالت صلوات می فرستد

برچسب‌ها:

 جلسه انجمن ادبی ققنوس این هفته نیز راس ساعت 15/30در محل کتابخانه مسروری برگزار گردید.

 

رضا ملایی مسئول انجمن ضمن تبریک میلاد حضرت محمد ص و امام جعفر صادق ع بر به موقع حاضر شدن حضار برای شروع جلسه تاکیدکرد. سپس هر یک از اعضای انجمن به ارائه آثار خود پرداختند

 

حاضرین در جلسه:

آقایان: رضا ملایی-مهدی علی پور- علی احمدی-احسان عباس آبادی-محمد احمدی-حسین ملکوتی

خانم ها: فاطمه حکم آبادی-حمیده حکم آبادی-نگین وکیلی- زهره رشیدی پور- فاطمه صادقی پور

 

به اذعان اغلب حاضران جلسه امروز از نظر ادبی بسیار پربار بود.خانم حمیده حکم آبادی شعری زیبا از قیصر امین پور خواندند به نام چیستان. خانم نگین وکیلی ادامه داستان خود را خواندند.که مورد نقد دوستان قرار  گرفت از نظر عدم توصیف محیط پیرامون داستان.

خانم زهره رشیدی پور قطعاتی از تصنیف های دکتر شریعتی خواندند.

خانم فاطمه حکم آبادی داستان زیبای شلغم پا گشا را خواندند که مورد استقبال اکثریت واقع شد.

آقایان علی احمدی و محمد احمدی اشعار زیبای خود را در خصوص مدح پیمبر سرودند

آقای عباس آبادی شعر زیبا با عنوان نسیم یار خواندند

آقای مهدی علیپور شعر با احساس در قالب نیمایی سرودند که نکته جالب این بود که چند بار مجبور شدند شعر را تکرار کنند به علت فراموشی مصراع هایی از شعر.توصیه می شود منبعد اشعار خود را قبل ازجلسه در برگه ای یادداشت و از روی برگه خوانده شود.

 

در انتها خانم فاطمه حکم آبادی حضار را با کیک خرمایی مهمان کردند.

شعر سر سلسله خوبان از اقای علی احمدی را در ادامه می خوانیم

سر سلسله خوبان، محبوب در یـــــزدان           ای بر شرفت سوگند و ای در نفست ایمان

ای خاک قدم هایت زیبنده باغ فیـــــض             فردوس خداوندی مبهوت تو را ای جـــان

در وصف تو این کافی کز یمن وجـود تو            حق کرده بنا عالم ساخته این کیــــــــهان

هر آیه گواهی شد بر شوکت و جـــاه تو            معبود درود آرد هر آینه در قـــــــــرآن

بر قبه خضرایت چون چشم جنان افتــاد            فردوس شده عاشق بی تاب شده رضــوان

یک عالم و تو احمد یک گیتی و تو سرمد           یک هستی وتو بی حد شاهد تویی و جانان

در بارگه قدسی معبود تو را نــــــــازد               بر شاخه طوبایش خوانند تو را الحــــــان

در طوف حریم تو ملک و ملکـــوت دل              در وصف تو کم آرند اوصاف سخنرانــان

لا حول بدان قامت گویند به قدقامـــــت             دلداربدین خوب کی آمده در عنـــــوان

ناز نگه احمد عاشق شده مهر و مـــــــه               از مستی جام اوست هشیاری هشیــــاران

 

پنجشنبه های هرهفته ساعت 15:30 در کتابخانه منتظر حضور سبزتان هستیم


برچسب‌ها:

پنجمین جلسه انجمن ادبی کتابخانه مسروری حکم آباد طبق معمول در ساعت 18روز پنجشنبه 29/03/1393 با حضور اکثر اعضا در سالن اجتماعات کتابخانه برگزار گردید.

ابتدا آقای ملایی مسئول کانون ضمن خوشامد گویی به اعضا به صورت مختصر از زندگی نامه پروین اعتصامی توضیحاتی دادند. و سپس هر یک از اعضا آثارشان را ارائه دادند.

خانم فاطمه حکم آبادی (صادقی) به مناسبت سالروز درگذشت دکترشریعتی مختصری از زندگی وی و قطعاتی از شطحیات را قرائت نمودند.

خانم زهره رشیدی متنی ادبی خواندند که قسمتی از متنشان را در ادامه آورده ام:

" کاش میشد کودک بودم کودکی دنیای زیبایی است.دنیای راستی ها و صداقت ها و مهر ها و محبت ها و سادگی ها و صمیمت ها .همان روزهایی که مادر بزرگ برایمان قصه می گفت در یکی بو دو یکی نبود و حال امروز به حرف مادربزرگ رسیده ایم که عاشقی این است یکی هست و یکی نیست و همیشه غیر از خدا هیچ کس نبود یعنی او پشت و پناهمان بود.از بازی ها یادم می آید آن زمان ها قایم باشک بازی می کردیم چشم می گذاشتیم و همدیگر را پیدا می کردیم ولی این روزها قیم باشکمان هم قایم  با شک شده.او چشم می گذارد و من قایم میشوم ولی او کس دیگر را پیدا می کند.....

سرکار خانم فاطمه بداغ آبادی داستانک زیبای عشق دختر فقیر و پسر پادشاه را به زیبایی خواندند.

سرکارخانم نگین وکیلی متن بستاری زیبایی مربوط به نیمه شعبان و انتظار را خواندند که قرار شد متنشان را جهت درج در وبلاگ به کتابخانه تحویل دهند.

خانم فاطمه حکم آبادی از سری موضوعات مربوط به داستان نویسی خرداد ماه موضوع سوم خرداد آزادی خرمشهر را انتخاب کرده بودند و حدود 2صفحه خیلی متبحرانه داستانشان را خواندند و آرزو می کنم داستانشان در مسابقات کشوری مقام آورده و مایه افتخار انجمن باشند.

خانم سحر ملایی قطعه ای از شعر ایرج میرزا با مضمون "پسر و شیطان" را به همراه دو بیتی طنز خواندند.

آقای علی احمدی شعری طنز را خواندند که در ادامه می بینید:

پسری داشت مادر پیری                            مادر پیری و زمینگیری

پسرک شد جوان و غیرتمند                      با تعصب به مادر و فرزند

هر که بر ناموسش نظر می کرد            از عتاب جوان حذر می کرد

از قضا مادرش شدی بیمار                  رنج ها می کشید او بسیار

بهر درمان مادر زارش                             سوی دکتر ببرد بیمارش

مادرش را چو دید دکتر شهر                  گفت بر آن جوان هرزه و فخر

یا که باید کشیم دندان را                     یا که شوهر دهی تو مادر را

شد جوانک از این خبر نا شاد                       پیرهن بدرید و زد فریاد

کین چه حرفی است عقل تو به کجا؟        آتش افکنده ای تو جانم را

    خود تو خواهی که با همین دستان           راهیت سازمت به قبرستان

مادرم را به دکتر آوردم                         تو بگویی که شوهرش بدهم

غیرتم پس کجاست بی غیرت                          ای طبیب بد سیرت

به کجا من برم چنین خجلت                  خاک بر فرق من از این ذلت

پیرزن چون بدید این احوال                       کرد رو جانب پسر فی الحال

   کای تو فرزند نازدانه من                            ای تو چشم و چرا غ خانه من

  دکتر است این پسر چغندر نیست        بی گمان داند او که دردم چیست

    من که این سان علیلم و بی جان             گو چه حاجت به آب و دانه و نان

چاره درد من همان باشد                            شوی بهتر ز آب و نان باشد

سپس آقای علی حکم آبادی ادامه شعر داریوش را خواندند که به محض کامل شدن حتما در وبلاگ قرار خواهم داد.

و در آخر محمد احمدی قطعه ای شعری در مورد حضرت ابوالفضل عباس را خواندند.

جلسه راس ساعت 19/30دقیقه به پایان رسید.


برچسب‌ها:
درباره وبلاگ

سال تاسیس:1392------------------------------- تعداد کتاب:5500 نسخه-------------------------- تعداد عضو:400 نفر-------------------------------- ساعات کار:8الی13/30 و 17 الی 19----------- شماره تماس:42543479------------------------- نمابر:45243478---------------------------------------------------------- امکانات----------------------- 1- بخش نشریات------------------------------------ 2- دسترسی به پایگاه نمایه مشتمل بر میلیونها مقاله جهت استفاده دانشجویان و محققان--------------------- 3-متصل به نرم افزار کتابخانه ای تحت وب سامان(با عضویت در کتابخانه از تمامی کتابخانه های سراسر کشور استفاده نمایید)------------------------------- 4- کافی نت (اینترنت پرسرعت ) با تخفیف ویژه اعضا 5-بخش مجزای کودک و نوجوان با انواع سرگرمی ها 6- سالن مطالعه برای برادران و خواهران با ظرفیت 300 نفر
نويسندگان
لینک دوستان



برای آگاهی از تازه های کتاب کلیک کنید

 سخنان ویزه

 
 

جریان فکری شهید مطهری

در زمان حیات آن شهید، کسانى
که او را مى‌شناختند، زیاد نبودند
و کسانى که به عمق برجستگى
و نورانیت فکرى او آشنا بودند،
بازهم کمتر بودند؛ اما امروز در
محیط ذهنى انقلاب،
جریان فکرىشهید مطهرى،
جریان ممتازى است.
این کتابها و مباحث و گفتارهایى
که آن عالم دلسوز و مؤید من
عند الله، به آن‌ها پرداخته است
چه مباحث اجتماعى، چه
مباحث فکرى، چه مباحث عمومى
و چه مباحث فلسفى خاص یکایک
آن‌ها، براى جامعه لازم و حیاتى
است. البته از این کتابها، همه
نمى‌توانند استفاده کنند سطح
خاصى دارد اما مى‌شود کارى کرد
که از این مطالب، همه‌ى جامعه و
جوانان ما استفاده کنند.|


 سخنرانى در دیدار با گروه کثیرى
از معلمان و مسئولان امور فرهنگى
کشور و جمعى از کارگران، به
مناسبت روز معلم و روز جهانى
کارگر۱۲/ ۰۲/ ۱۳۶۹

 ------------------------------

باید پدران و مادران ، بچه ها را
از اول با کتاب محشور و مأنوس
بکنند. حتی باید بچه های کوچک
با کتاب انس پیدا کنند.
بچه هایمان را هم از
اول کودکی عادت بدهیم که
کتاب بخوانند؛
مثلاً وقتی می خواهند بخوابند،
کتاب بخوانند و بخوابند.
وقتی که ایام روز فراغتی هست،
یا مثلاً روز جمعه ای که بازی
می کنند، بخشی از آن را
حتماً برای کتاب قرار بدهند.
در تابستان ها که بچه ها
و جوانان تعطیل هستند،
حتماً کتاب بخوانند؛
کتاب هایی را معین کنند،
بخوانند و تمام کنند.

  

پرداخت آنلاین

برای کمک به انجمن خیرین کتابخانه ساز استان خراسان رضوی روی تصویر زیر کلیک کنید

 

شماره حساب : 47979797/02 بانک ملت

 

 

مدیریت

 

 

نهاد

 

 

اداره

 

 

 

اتوماسيون اينترانت

 

اتوماسيون اينترنت

 

سامانه آمار

 

کتابخوانان

 

 

کتاب من

 

 

 ايميل

 

كتابخانه ديجيتال

 

خیرین

 

اطلس

 

 

 

ايران نمايه